نمـــــ♥ــــاز

♫نماز ستون دین است♫

نمـــــ♥ــــاز

♫نماز ستون دین است♫

۱۲ مطلب با موضوع «مطلب با عکس» ثبت شده است

۰۹
اسفند ۹۳

" بسمـ الله "

  آیا میدانید کهـ ... 

بـ کلماتی کـ دفعاتــ بـ کار بستن آن در قرآن ذکر شده ، نگاه کنید :  (لطفا با دقتـ زیاد بخونید)

دنیا 115 - آخرتـ 115 | ملائک 88 - شیطان 88  | زندگی 145 - مرگـ 145

سود 50 - زیان 50 | ملتـ (مردمـ) 50 - پیامبران 50 | ابلیس 11 - پناه جستن از شر ابلیس 11  

مصیبتـ 75 - شکر 75 | فریبـ خوردگان (گمراه شدگان) 17 - مردگان (مردم مرده) 17

مسلمین 41 -  جهاد 41 | طلا 8 - زندگی راحتـ 8 | جادو 60 -  فتنه 60

زکاتـ 32 - برکتـ 32 | ذهن 49 -  نور49 | آرزو 8 - ترس  8 | مرد 24 - زن 24

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) 18 - تبلیغ کردن 18 | سختی 114 - صبر 114  

محمد (صلوات الله علیه) 4 - شریعتـ (آموزه های حضرت محمد (ص) 4  

همچنین جالبـ استـ کـ نگاهی بـ دفعاتـ تکرار کلماتـ زیر در قرآن داشته باشیمـ :

امامـ 12 ، نماز 5 ، ماه 12 ، روز 365 ، دریا 32 ، زمین (خشکی) 13

دریا + خشکی= 45 ، حالا 32 تقسیمـ بر 45 ضربدر 100 میشود : 71/111% (مساحتـ دریا)

و 13 تقسیمـ بر 45 ضربدر 100 میشود : 28/888% (مساحتـ خشکی)

دریا + خشکی = 100%

بـ غیر از خداوند متعال چه کسی قادر بـ نوشتن همچین کتابی استـ ؟؟؟

آیا میتوان ‌چنین کتابی با این هندسه کلامـ را تحریف کرد ؟؟

 


۰ نظر ۰۹ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۲۷
mh j3
۰۸
اسفند ۹۳
قبل از حضرت محمد(ص) در آئین خضرت عیسی هم نماز بوده که قرآن

از زبان او نقل میکند که خداوند مرا به نماز سفارش کرده است:

((و اوصانی به الصلواه))(1)وقبل از او موسی بوده که خداوند به او خطاب میکند:

((اقم الصلواه لذکری))(2) و قبل از موسی پدر زن او حضرت شعیب بوده که نماز

داشته است:((یا شعیب اصلاتک تأمرک))(3)

و قبل از همه آنها ابراهیم بوده که از خداوند برای خود ذریه اش توفیق

اقامه نماز را می خواند:((یا رب اجعلنی مقیم الصلواه ومن ذریتی))(4)

و این لقمان است که به فرزندش می گوید:

((یا بنی اقم الصلواه و امربالمعروف و انه عن المنکر))(5)

پسر من نماز را بپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن.

جالب آن است که معمولأ در کنار نماز سفارش به زکات می شود

ولی از آنجا که نو جوانان معمولأ پول ندارند ، در این آیه در کنار نماز به جای

زکات به امر به معروف و نهی از منکر سفارش شده است.

1.مریم ، 31

2.طه ، 24

3.هود ، 87

4.ابراهیم ، 40

5. لقمان ، 17

۰ نظر ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۲۳
mh j3
۰۷
اسفند ۹۳

دعوت به نماز، امر به معروفی است که ستون و اساس دین را هدف خود قرار داده است و برای انجام آن باید بدانید که: وقتی شما بر بالای یک بلندی ایستاده اید و منظره ای بسیار باشکوه می بینید، توصیف این منظره برای دوستان که در پایین ایستاده، او را مانند شما به وجد نمی آورد. باید دست او را بگیرید و بالا ببرید، تا او نیز ببیند و بعد می فهمد آنچه را که شما فهمیده بودید. بنابراین باید زاویه نگاه یک مومن نماز خوان را برای کسی که تارک نماز است، ایجاد کنید.

 

کسی که نماز نمی خواند، به جایگاه خود در هستی توجه ندارد و اگر سخنی از ایمان و خدا می گوید، بیش تر لقلقه زبانی اوست. و الا این شخص یا مرگ را پوسیده شدن و تمام شدن می داند، که با این نگاه پوچی به او هجوم می آورد و از زندگی ساقط می شود. یا اینکه حقیقت را می یابد و با دیدن زندگی جاودان، ترک نماز، در نظرش یک بلاهت محض خواهد بود.
البته می توان با زاویه دید محدود این انسان ها، همراه شد و سخنانی در حد خودشان گفت! از این کلام به شدت در سطح پایین که  خواص نماز در سلامت جسم را بیان کنید. تا اینکه اثرات نماز در آرامش معنوی و روحی را بشمارید.

اما حقیقت بسیار فراتر از این امور است. آیت الله دستغیب در ابتدای کتاب گناهان کبیره خود، مثال زیبایی دارند و آن اینکه فرض کنید در زمان قدیم با کاروانی عازم مسافرت هستید. در یکی از کاروانسراها، راهنمای کاروان را می بینید که بسیار نگران و شدیدا در جنب و جوش است. به این دلیل که تا منزل بعدی راه سختی در پیش دارید و باید حسابی خود را مهیا کنید و آب بردارید و ... حال شما چگونه خواهد شد؟ ایا بی تفاوت می نشینید و او را نگاه میکنید؟

حال ما در مسیر سیر به سمت قیامت قرار گرفته ایم و خواه ناخواه این مسیر را می پیماییم. راهنمای این کاروان کسی مانند امیرالمومنین(ع) است که می فرماید: «لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ یَقِینا؛[۱] اگر تمام پرده های غیب کنار روند، بر یقین من افزوده نمی شود.» و همین ایشان است که با آن همه عبادت و فضیلت، چنان در محراب می گرید و می نالد که تمام صورتش خیس شده و می گوید: «آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ وَحْشَةِ الطَّرِیقِ وَ عِظَمِ الْمَوْرِدِ؛[۲] آه آه از کمى توشه و دورى راه و درازى سفر و سختى ورودگاه، و ترس و وحشت راه‏.»
 چگونه می توان لحظه ای از این منظر ماجرا را نگریست و در غفلت به سر برد.

کتابهاى زیر در مورد نماز توصیه مى ‏شود.
راز نماز؛ محسن قرائتى
راز نماز؛ بى ‏آزار شیرازى
پرواز در ملکوت؛ امام خمینى(ره)
از ژرفاى نماز؛ سید على خامنه ‏اى
گفتار رمضان (طنطاوى )؛ ترجمه احمد آرام
این است نقش عبادات؛ محمد باقر صدر

پی نوشتها:
[۱]. ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۲۱۲.
[۲]. إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏۲، ص ۲۱۸.


۱ نظر ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۱۹
mh j3
۰۶
اسفند ۹۳

"بـِسـمـ الله"

 

برخـی از مستحبات وضـو :

1- مصرف آب بیشتر از یک مد (750 گرم) نباشد

2- مسواڪ ڪردن قبل وضو هر چند با انگشت

3- اگر از ظرف وضو استفاده مـ ڪند آن را سمت راست خود قرار دهد

4- شستن دستها قبل از شروع وضو

5- مضمضه ڪردن

6- استنشاق

7- گفتن "بسم الله" و بهتر است بگوید "بسم الله و بالله اللهم اجعلنــ من التوابین و اجعلنــ من المتطهرین"

8- آب را در دست راست بریزد

9- خواندن دعاهای وضو

10- ریختن آب در بالای عضو

11- ریختن آب برروی عضو نه فرو بردن عضو در آب

12- ڪشیدن دست بر اعضا، هر چند بدون ڪشیدن دست هم عضو شسته شود

13- انجام دادن اعمال وضو با حضور قلب

14- خواندن "سوره ی قدر" هنگام وضو

15- خواندن "آیه الـڪرسـ" بعد از وضو

16- بازگذاشتن چشم ها هنگام شستن صورت

17- مستحب است برای شستن بار اول دستها، مردها آب را بر قسمت بیرونی آرنج و زنان بر قسمت داخلی، جایـ ڪه دست خم مـ شود بریزد

۰ نظر ۰۶ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۰
mh j3
۰۳
اسفند ۹۳

کشف یک اشتباهــ در قـــرآن

 

تعدادی از دانشمندان جمع شدند تا با تحقیق در متن قرآن ؛ خطا و اشتباهی در آن بیابند و به این ترتیب قرآن را رد کنند

لذا بسیار در متن قرآن و کلمات آن دقت کردند تا اینکه به این آیه رسیدند که در مورد داستان حضرت سلیمان است که وقتی مورچه ای لشکر حضرت سلیمان را میبیند به سایر مورچه ها میگوید :پناه بگیرید تا لشکر سلیمان شما را خرد نکنند (لایحطمنکم)

 

در حالی که:

این کلمه در زبان عربی فقط در مورد خرد شدن شیشه به کار میرود

اما مورچه ها آن را درباره ی خود بکار برده اند

پس این اشکالی 

است که میتوان به متن قرآن گرفت

 

بعد از آن یک دانشمند استرالیایی در تحقیقات علمی خود کشف کرد که:بیش از 75 درصد از غشای خارجی بدن مورچه ها را شیشه تشکیل میدهد

و با کشف این معجزه ی قرآن ، او بلافاصله به اسلام ایمان آورد و مسلمان شدنش را اعلام نمود.

۰ نظر ۰۳ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۴۰
mh j3
۰۱
اسفند ۹۳

میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم

که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی

یادت نمیرود باید عاشقی کنی

کاش من اینگونه عاشق بودم ….. ای کاش …

۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۳۰
mh j3
۲۹
بهمن ۹۳

 حواست باشد که حداقل یک دعاے مستجاب دارے !!!

 

هیچ شنیده بودے بعد اتمام هر نمازے یک دعاے مستجاب دارے؟

که پیشوایان دین از تو خواسته اند آن را برای تعجیل فرج کنار بگذارے...

(که سودش هم به خودت میرسد.)

صادق آل محمد (ص) فرمود:

هر کس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید : اللهم صل علـے محمد و آل محمد  و عجل فرجهم

نمی میردتا اینکه حضرت قائم را ببیند.

موسوے اصفهانی،مکیال المکارم،ج2،ص430

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۲۰
mh j3
۲۷
بهمن ۹۳

1-احمد بن عبدالله: امیر مؤمنان هنگام عبور از صحن «بیت الله الحرام»، نگاهش به مردى افتاد که نیکو نماز مى خواند . پس فرمود: اى مرد، حقیقت نمازت را مى شناسى؟ مرد گفت: اى پسر عموى بهترین آفریده خدا، آیا نماز حقیقتى جز عبودیت دارد؟ علىّ علیه السّلام فرمود: بدان اى مرد، همانا خداوند تبارک و تعالى پیامبرش را به کارى از کارها برنیانگیخته جز اینکه متشابه و تأویل و تنزیل دارد و همه این ها بر اساس عبودیت است. پس هر کس حقیقت نماز را نشناسد، همه نمازهایش، ناقص و ناتمام است.
2 ـ شیخ صدوق: مردى از امیرمؤمنان پرسید: اى پسر عموى بهترین آفریده خداوند متعال، معناى بالا بردن دستها در تکبیر نخست چیست؟ فرمود: معنایش این است: خدا بزرگتر ، یکتا و بى همتاست، مانند ندارد، با دست لمس نمى شود و حواس پنجگانه، او را در نمى یابد.
3 ـ احمد بن علىّ راهب: مردى به امیرمؤمنان عرض کرد: اى پسر عموى بهترین آفریده خدا، معنى سجده نخست ، چیست؟ فرمود: حقیقتش این است: خدایا همانا تو مرا از آن ـ یعنى از زمین ـ آفریدى و (معناى) سربرداشتن:و ما را از آن خارج کردى و (معناى) سجده دوّم: و به آن باز مى گردانى و (معناى) سربرداشتن از سجده دوم: و بار دیگر ما را از آن خارج مى کنى. آن مرد گفت: (معناى) بلند کردن پاى راست و افکندن [بر] پاى چپ در تشهد چیست؟ فرمود: حقیقتش این است: خدایا، باطل را بمیران و حق را بر پادار[1].
4 ـ امام علىّ علیه السّلام ـ در معناى گفته امام جماعت: السلام علیکم ـ فرمود: همانا امام، گفته خدا را تفسیر مى کند ودر ترجمه آن به جماعت نمازگزار مى گوید (این نماز) امانى براى شما از عذاب خدا در روز قیامت، است.
5 ـ جابر بن عبدالله انصارى: با مولایمان امیر مؤمنان علیه السّلام بودم که مردى را دید به نماز ایستاده است . پس به او فرمود: اى مرد، آیا حقیقت نماز را مى دانى؟ عرض کرد: اى مولاى من، آیا نماز حقیقتى غیر از عبادت دارد؟ پس فرمود: آرى. سوگند به کسى که محمّد را به نبوّت برانگیخت هیچ پیامبرى را به کارى از کارها برنیانگیخته ، جز اینکه متشابه و تأویل و تنزیل دارد و همه این ها بر عبادت، دلالت مى کنند . پس آن مرد عرض کرد: اى مولاى من مرا از آن آگاه کن.
حضرت فرمود: حقیقت (هفت) تکبیر آغازین تو که با آن کارهایى را بر خود حرام مى کنى این است : هنگامى که الله اکبر نخست را مى گویى ، در دلت بگذرانى: خدا بزرگتر از آن است که به برخاستن و نشستن توصیف شود. و در تکبیر دوّم ، به حرکت و سکون و در سوّم، به جسم بودن یا تشبیه به چیزى کردن یا با چیزى مقایسه کردن توصیف شود و در تکبیر چهارم در دلت مى گذرانى: (خدا بزرگتر از آن است) که حالتهاى گوناگون بر او عارض شود یا بیماریها او را بیازارد و در تکبیر پنجم در دلت مى گذرانى: (خدا بزرگتر از آن است) که به جوهر و عرض بودن توصیف شود ، تا در چیزى حلول کند یا چیزى در او حلول کند. در تکبیر ششم در دلت مى گذرانى : (خدا بزرگتر از آن است) که هر چه بر موجودات حادث (پدید آمده) روا بدانى ؛ چون نابودى و جابجایى و دگرگونى از حالتى به حالتى، بر او نیز روا دارى. و در تکبیر هفتم، اینکه حواس پنجگانه او را دریابد.
پس حقیقت کشیدن گردن در کوع آن است که در دلت بگذرانى: به تو ایمان آوردم ، حتى اگر گردنم را بزنى.
و در سر برداشتن از رکوع هنگامى که مى گویى: «خدا به آن که او را مى ستاید، گوش مى دهد، سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است» ، حقیقتش این است: کسى که مرا از عدم به وجود آورد و حقیقت سجده نخست آن است که در حال سجده در دلت بگذرانى: مرا از آن (زمین) آفریدى و حقیقت سربرداشتن: و مرا از آن خارج کردى و سجده دوّم: و مرا به آن باز مى گردانى و در سر برداشتن (دوّم) به دلت مى گذرانى: و بار دیگر مرا از آن خارج مى کنى.
و حقیقت نشستن بر سمت چپت و بلند کردن پاى راستت و افکندن آن بر پاى چپت این است که به دلت مى گذرانى: خدایا همانا من حق را بر پا کردم و باطل را میراندم. و حقیقت تشهدت: نو کردن ایمان وبازگشت به اسلام واقرار به خیزش پس از مرگ است و حقیقت سلام دادنها: بزرگداشت پروردگار سبحان و بزرگ دانستن او از هر چه ستمکاران مى گویند و کجروان توصیف مى کنند. و حقیقت گفته ات: «سلام بر شما و نیز رحمت و برکات خداوند» ترحّم از خداوند سبحان است، یعنى: این (نماز) امانى براى شما از کیفر روز قیامت است.
سپس امیرمؤمنان فرمود: اگر کسى حقیقت نماز را اینگونه نداند، نمازش ناقص است.
6 ـ امام صادق علیه السّلام : معناى سلام در پایان هر نماز ، همان معناى امان است ؛ یعنى هر کس فرمان خدا و سنّت پیامبرش را با فروتنى و افتادگى در برابر او، انجام دهد، از بلاى دنیا در امان و از کیفر آخرت رهیده است .
7 ـ عبدالله بن فضل هاشمى: از امام صادق علیه السّلام معناى سلام دادن در نماز را پرسیدم، فرمود: نشانه امان و پایان یافتن نماز است. گفتم: فدایت شوم این چگونه است؟ فرمود: در میان مردمان گذشته، هرگاه شخص تازه وارد بر آنان سلام مى داد ، خود را از بدیش در امان مى دیدند و اگر جواب سلام او را مى دادند، او نیز خود را در امان مى دید. پس اگر سلام نمى داد، خود را در امان نمى دیدند و اگر جواب سلام را بر سلام دهنده، ردّ نمى کردند، او خود را در امان نمى دید و این خوى عرب بود. پس سلام دادن نشانه بیرون رفتن از نماز و حلال کردن گفتار است و امانى براى نماز از آنچه به آن وارد شده و تباهش مى کند. سلام نامى از نامهاى خداوند جلّ جلاله است و آن از نمازگزار بر دو فرشته خدا که بر او گمارده شده اند، داده مى شود.
________________________________________
(1) در «الفقیه» حدیث از «معناى بلند کردن پاى راست ...» آغاز مى گردد.

منبع: موسسه جهانی سبطین(ع)

۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۰۸
mh j3
۰۵
بهمن ۹۳

.

دلی را نشکن شاید خانه ی خـدا باشد

.

کسـی را تحقیـر نکن شاید محبوبـــ خـدا باشد

.

از کمکی دریغ نکن شایـد کلیـد بهشت باشد

.

سر نمــاز اول وقتـــ حاضــر شو

.

شاید آخرین دیدار تــو با خــدا در زمین باشد !


.

۲ نظر ۰۵ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۰۱
mh j3
۰۲
بهمن ۹۳


آرامش چیست  ؟
نگاه به گذشته و شکر خدا
نگاه به اینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیدن خدا
لحظه هایت سر شار از بوی خدا

۰ نظر ۰۲ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۴۰
mh j3